نامه پانزدهم
سلام عزیز دل مامان چند روز پیش خوابت رو دیدم خواب دخمل ناز که تو بودی و میخواستن به من بابا بدنش خوابیده بودی رو زمین و وقتی من رو دیدی چنان خودتو لوس کردی که دلم غش رفت برات و عاشقت شدم بابات اومد اول میگفت نمیخوام ولی بعدش که دیدت وااااااااااااااااااای خیلی دوست داشت اصلا ازت جدا نمیشد ای کاش تو واقعیت هم پیش من میومدی و میموندی


